یکشنبه, 02 مهر 1396
موقعیت شما ---> صفحه اصلی ==> آرشیو اخبار ==> مقدمه

منوی اصلی

تلفن همراه
مناقصه ها و مزایده ها
آرشیو اخبار
آمار و اطلاعات
گالری تصاویر
مرکز دانلود
لینکهای مرتبط
آخرین وضعیت سهام مخابرات
نظام پیشنهادها
پست الکترونیک
نقشه سایت
نسخه RSS

مقدمه

چاپ

 

قصه عشق را باید با غروب بود تا دانست و با هوای ابری پاییزان و با مرغی که به ناچار پشت میله های بی احساس قفس نغمه سرایی می کند. ماجرای غم انگیز ما را در محفل شمع و پروانه بایستی شنید و با لبخندهایی پیوند خورده با اشک و در آه سوزان شنهای داغ دیده ... باز دلم هوای شلمچه کرده است .

باز از فرسنگها راه بوی عطر خاکریزهایش مستم می کند .

باور کنید خودم هم دیگر خسته شده ام . همین که می آیم نفسی بگیرم و با شهر بسازم ، همین که می آیم آرام آرام با زندگی روزمره دست اخوت دهم ، نمی دانم چه می شود که درست هنگام هنگامه ، آنجا که می روم تا فتحی دیگر در بودنم را رقم بزنم ، به سراغم می آیند .

خدایا چاره ای ...

درمانی ...

راهی ...

خودم هم خوب می دانم که یک بیابان و چند خاکریز و یک غروب نمی تواند اینچنین هستی ام را به بازی بگیرد که بیابان بسیار است و خاکریز مشتی خاک و غروب کالایی که همه جا یافت می شود ...

آری !

آری ! آنچه عنان وجودم را در کف دارد ، ارواح بلندی است که از مشتی خاک ، شلمچه ساخته اند . قربان آن ستونی که نیمه های شب پیچ و خم خاکریزها را به آرامش حرکت ابرها طی می کرد .

قربان آن اشکی که در پرتو منورهای عشق با لبخند ، عقد اخوت می خواند .

قربان آن انگشتی که وقتی برماشه بوسه می زد ، تمام کائنات بر آن بوسه می زدند

. قربان آن نمازی که در سنگر شروع می شد و در بهشت به اتمام می رسید .

ای مردم!

به حرم پاک امام قسم ، وقتی « بخشی » در کنج خاکریزی آرام گرفته بود ، تا ساعتها نمی دانستم که خواب است یا شهید گشته ، وقتی می گویم بخشی ، شما قلم بردارید و هر آنچه از خوبی می دانید بنویسید ، آنگاه چهره معصومش بر صفحه ظاهر می شود .

ای شهیدان !

گمان می کردیم گذشت زمان ، هوای سرزمین پاکتان را از ذهنمان خواهد زدود .

اما داغ فراق شما روز به روز بیشتر آبمان می کند .

ای مردم !

وقتی>> برقه ای<< تیر خورد ، تا لحظه آخر می خندید ..

به خدا قسم می خندید . .

من با همین چشمانم دیدم .

وقتی می گویم « برقه ای » ، شما پاکی را یک روح فرض کنید و کالبدی به نام سید رضی الدین برقه ای را برایش بپوشانید . ای مسلمانان ! به خداوندی خدا قسم « لطیفیان » در آخرین کلماتش با بچه ها شوخی می کرد . بروید از شلمچه بپرسید و وقتی می گویم لطیفیان ، شما جدیت و مردانگی را بگیرید و برایش اندام بسازید .

ای شهیدان!

هنوز هم که هنوز است ، هر آب خنکی که می نوشیم ، به یاد لبهای خشکیده تان در شلمچه ، اشک می ریزیم. هنوز هم که هنوز است ، هر وقت غذا می خوریم پیش از آن با خاطره های شیرین شما دعای سفره می خوانیم .

هنوز هم که هنوز است تنها افتخارمان این است که روزی با شما بودیم . خوشحالم که هنوز با کسانی رفت و آمد دارم که چون خودم داغ دیده و تنهایند . خوشحالم که هنوز وقتی غروب می شود ، هر جا که باشم مرغ خیالم پر می گیرد و بر بام احساس می نشیند و به یاد سنگرهای خون آلود برای دلم نغمه سرایی می کند .

 

ای مردم ! ما همه خواهیم رفت . شما می مانید و راه ...

تو را به جان امام نگذارید یاد امام و جبهه ها از دلها زدوده شود ...

شهید احمد یوسفی برادران شهیدگنج خانلو   شهید سیدمحمد موسوی برادران شهیدصمیمی فرد
 
ما 85 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز3825
mod_vvisit_counterدیروز3751
mod_vvisit_counterکل بازدیدها5582045

 

فیش حقوقی

ذکرروزهای هفته

دعای روزیکشنبه: یا ذوالجلال والاکرام
تماس با مدیرعامل
تماس با اداره بازرسی
تماس با اداره روابط عمومی
فرم رضایت ارباب رجوع
فرم طرح تکریم

پیوندهای مهم

پايگاه دفتر مقام معظم رهبري
رياست جمهوري
پورتال ايران

آمار سایت

اعضا : 416
محتوا : 1772
لینک وب ها : 63

آدرس :زنجان - جاده گاوازنگ -مجتمع ادارات - شرکت مخابرات ایران-منطقه زنجان   کدپستی:4513733581 دورنگار 33443535-024  پست الکترونیکی:dabirkhaneh@tcz.ir

      

کلیه حقوق مادی و معنوی نزد وب سایت پورتال شرکت مخابرات منطقه زنجان محفوظ میباشد.
Powered by : Joomla Developed by :Rose Andishe Hooshmand eng.Co